ونسا هاجنز ، مادر پینوی از زمانی که پدرش درگذشت ، نزدیکتر از همیشه است

Vanessa Hudgens —RUBEN V. NEPALES

لوس آنجلس - ونسا هاجنز در مورد مادر فیلیپینی اش ، جینا گوانگو-هاجنز گفت: نوبت من است که او را خراب کنم. او از فیلیپین به همراه پدر من به آمریکا آمد ، بنابراین تمام آنچه او در آمریکا می دانست پدر من ، خواهرم (استلا) و من بود. حالا که پدرم رفته است ، کار سختی بوده است.



گرگ هاجنز ، پدر ونسا ، در ژانویه 2016 ، شب قبل از بازی در نقش Rizzo در سریال Grease: Live ، در اثر سرطان درگذشت. او اجرای تحسین شده خود را به گرگ اختصاص داد.



در این مصاحبه اخیر در LA ، خواننده-بازیگر زن اضافه شد ، مادرم مجبور بود چیزهایی پیدا کند تا خودش را مشغول کند ، خصوصاً چیزهایی که باعث خوشحالی او می شود. او هفته ای دو بار به رقص خط می رود و آن را دوست دارد.

اکنون ، سنت ما رفتن به مزار پدر من است. ما یک پتو می آوریم و می رسیم چون احساس می کنیم او فقط با نشستن در کنار او هنوز بخشی از زندگی ماست. او در Forest Lawn دفن شده است. کایلی پادیلا پس از جدایی با الجور آبرنیکا با پسران به خانه جدید می رود جایا از PH خداحافظی کرد ، امروز برای 'شروع سفر جدید' به آمریکا پرواز می کند تماشا کنید: جرالد اندرسون با خانواده جولیا بارتو در سبیک قایقرانی می کند



کیم چیو و جرالد اندرسون از هم جدا می شوند

ما روز دیگر آنجا بودیم - فقط مادر و من. از ناکجاآباد ، گروه موسیقی ماریاچی را شنیدیم. در سطح بالاتر از ما یک چادر و یک گروه 15 نفره و یک گروه کاملاً ماریاچی قرار داشت. بنابراین من مادرم را برداشتم و ما با هم شروع به رقصیدن کردیم. لحظه شیرین خاصی بود. خوب است پدرم را در قلب ما زنده نگه دارم.

به طور قطع ، رابطه من و مادرم بیشتر شده است ، این بازیگر زن که از سریال محبوب خود در دبیرستان موسیقی به نقش های مختلف تبدیل شده است ، از جمله اولین بازی خود در صحنه برادوی در جیگی ، اعلام کرد. احساس می کنم چون او چنین تغییر عظیمی را تجربه می کند ، او به من اعتماد می کند. او فکر می کند من به عنوان بهترین دوست خود است ، و گاهی اوقات چیزهایی به من می گوید حتی من نمی خواهم بشنوم (با خنده). عجیب و غریب است اما همچنین شیرین است که آن نقش تغییر می کند.

وانسا در مورد آنچه از بزرگ شدن توسط جینا ، اهل جنوب فیلیپین و گرگ که از میراث ایرلندی و بومی آمریکا بود ، بزرگ شده است ، پاسخ داد ، چیزی که من بیشتر از پدر و مادرم گرفتم این است که آنها تا روز ازدواج کرده اند که پدر من درگذشت من سرسختی والدینم را برای ماندن در کنار یکدیگر تحسین می کنم ، مهم نیست ، زیرا آنها را در پایین و پایین دیدم.



kc concepcion چند سال دارد

و مقدار زمان و هزینه ای که آنها قرار داده اند ، و این همه رانندگی به سمت ممیزی ها ، برای تحقق بخشیدن به رویاهای ما.

ونسا در پاسخ به این س ifال که آیا جینا هنوز غذای فیلیپینی را به خانه خود می آورد ، من از خوردن گوشت دست کشیدم. مورد علاقه های من adobo و pancit بود. او روز گذشته پان د سالن را آورد ، اما من در حال آماده شدن برای جلد فیلم Health Women بودم.

در کمدی عاشقانه Second Act ، ونسا با جنیفر لوپز ، میلو ونتیمیگلیا و لیا رمینی بازی می کند.

ونسا هاجنز (سمت راست) کاستارها با جنیفر لوپز در فیلم Second Act. - فیلمهای STX

بیلی کرافورد و کلین گارسیا

ونسا در مورد جی لو گفت: بزرگترین نکته برای من در مورد کار با او این است که چقدر سخت کوش است. منو از بین برد من به یاد می آورم که در بین راه اندازی ها ، جنیفر با Nappytabs ، که نمایش خود را در وگاس انجام می دهد ، نشسته و مفهومی برای آن ارائه داده است.

ما در یک روز کاری کامل بودیم ، با این حال او هنوز برای برنامه ریزی نمایش با تیم خلاقانه خود نشسته بود. به نظر من به عنوان یک هنرمند این بسیار الهام بخش و مثال خوبی است که می دانم برای رسیدن به سطح خود ، هر لحظه بیداری را برای بهتر شدن خود و پیشرفت حرفه خود سپری می کند.

وانسا اعتراف کرد که در ابتدا با جنیفر مرعوب شده است. من قبلاً یک بار با او ملاقات کرده بودم و به یاد دارم که رفتم ، اوه ، این جی لو است. هاله او واقعی است. او بزرگتر از زندگی است. بنابراین من قطعاً از رفتن به پروژه عصبی بودم.

اما ، به محض اینکه من شروع به کار با او کردم ، او باعث شد که من احساس امنیت کنم. با او ، من می دانم که همه چیز خوب است. که خوب بود ، زیرا شما همیشه چنین چیزی را نمی گیرید.

ونسا اصرار داشت ، اگرچه او ممکن است خیلی جوان باشد تا بتواند یک اقدام دوم در زندگی خود انجام دهد ، من در ابتدای اقدام دوم خود هستم. این دیوانه است که این چیزی است که فیلم در مورد آن است. من اولین فیلمم را در 13 سالگی ساختم و قرار است در دسامبر 30 ساله شوم.

احساس می کنم چنین حماسه ای در دهه 20 داشته ام. من خیلی درباره خودم یاد گرفته ام البته ، به طور مداوم در حال تکامل است ، اما من آن لحظه را در 25 سالگی تجربه کردم که احساس کردم دقیقاً می دانم چه کسی هستم و می خواهم چه کاری انجام دهم.

سپس ، در سن 27 سالگی ، بیدار شدم و احساس کردم که نمی دانم چه کار می کنم ، کیستم ، برای چه چیزی ایستاده ام. اکنون که در چند ماه گذشته (29 ساله) هستم ، خوب ، احساس می کنم از پس کارهایی برمی آیم. من همه اردک های مناسب را پشت سر هم قرار می دهم تا با ورود به این عمل دوم ، بتوانم در مکانی قرار بگیرم که هیچ حواس پرتی وجود نداشته باشد.

فیلم رسوایی لیلا د لیما

ونسا توضیح داد ، در مورد چگونگی موفقیت آمیز شدن او به یک بازیگر و اجتناب از مشکلات شغلی نوجوان بودن ، و سپس تلاش برای بزرگسالی ، من در این راه کار کردم و نگفتم بله به چیزهایی که به راحتی به من ارائه شد.

آنها من را برای 'High School Musical' می شناختند و قسمتهای زیادی به من پیشنهاد می شد که بسیار شبیه به هم بودند.

اما به معنای واقعی کلمه می توانم این کار را در خواب انجام دهم. قرار نیست من را به چالش بکشد. پس چرا این کار را می کردم؟ بنابراین ، من مدتی را تحمل کردم. و با این کار ، من قطعاً طلسم های خشکی داشتم ، جایی که نشسته بودم و به عوامل و مدیرم می گفتم ، چه خبر است؟ من باید کاری انجام دهم

جونگ ایل وو و دارا

و آنها به من اطمینان می دهند که همه چیز در مورد زمان بندی است ، که وقتی چیزی در اطراف من ایجاد می شود که من علاقه مند به آن هستم ، ما می خواهیم دنبال آن برویم. مطمئناً ، همه چیز مطابق آنچه من می خواستم انجام دهم اتفاق افتاد ، مانند بازی در یک معتاد به مواد مخدر ، روسپی یا زنانی که لزوماً صدایی برای گفتن ندارند. و توانایی انجام چنین کاری برای آنها چیزی بود که برای من مهم بود.

من سپاسگزارم که این زمان را صرف محاسبه گام های بعدی کردم ، زیرا این همان چیزی است که به من اجازه می دهد یک انتقال آرام داشته باشم.

ونسا به اشتراک گذاشت که عجیب ترین تجربه اش با یک طرفدار ، سالها پیش ، من در یک برنامه گفتگو حضور داشتم. داشتم به دستشویی می رفتم ، سپس این دختر من را دید و داشت بیرون می رفت. وقتی از دستشویی بیرون آمدم ، او گفت ، 'من خیلی دوستت دارم ، ونسا. می توانم آغوش بگیرم؟ گفتم ، مطمئنا. همانطور که برای آغوش گرفتن وارد شدم ، او شروع به ساختن گردن من کرد. قبل از اینکه من آن را بفهمم ، به معنای واقعی کلمه یک زبان روی گردن من بود ، و من ، نه ، نه (با خنده)! برای امنیت خودم احساس وحشت کردم. از اونجا پیچ کردم

در مورد خنده دارترین طرفدارش ، او گفت ، یک بار ، یک پسر از من خواست که پیشانی اش را با یک شارپی امضا کنم. بله ، من این کار را کردم

خلاصه زندگی فعلی خود ، ونسا - که از سال 2011 با بازیگر آستین باتلر رابطه داشت - اظهار داشت ، اوقات خوشی در زندگی من است. وقتی فکر می کنم متوقف می شوم ، احساساتی می شوم. این مثل بازتاب خود است. من بیشتر از هر زمان دیگری بیشتر کار می کنم

خداوند بسیار خوب است. احساس می کنم لحظات زیادی را پشت سر گذاشته ام که تقریباً برای واقعی بودن خیلی خوب به نظر می رسند. این چیزی است که من را بیشتر خوشحال می کند - وقتی می توانم از چیزهای کوچک نیز سپاسگزار باشم ، به طوری که وقتی چیزهای بزرگ به وجود می آیند ، حتی با شکوه تر می شود.

او بار دیگر قدردانی خود را از مادر و مرحوم پدرش تکرار کرد. پدر و مادرم هرگز مرا مجبور نکردند که کاری را که نمی خواستم انجام دهم ، که از آن سپاسگزارم. من همچنین سپاسگزارم که در واقع برای من موثر واقع شد. بدیهی است که هنوز یک کار در حال انجام است و به لطف خدا ، من می توانم این کار را برای مدت زمان طولانی انجام دهم. اما ، شما هرگز نمی دانید.